شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 6 )

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 6 )


جنیان دارای اجسامی لطیف ؛ شفاف و هوایی هستند ؛ یعنی زندگی در هوا نیز برای آنان امكان پذیر است؛ زیرا عنصر آنان از آتش است؛ همانگونه كه عنصر انسانها از خاك می باشد.

جنیان قادر هستند كارهای طاقت فرسایی را انجام دهند كه آدمی قادر به انجام دادن آن كارها نیست. جنیان با وجود اینكه در حالات كلی نامرئی هستند؛ اما چنانچه خود بخواهند می توانند در انظار آشكار شوند كه در اینصورت حتما ظهورشان برای آدمی بنا به مصالحی خواهد بود.

خلقت جن از سه عنصر آب؛ باد و آتش تركیب یافته است؛ اما خلقت انسان و حیوانات دیگر از چهار عنصر كه علاوه بر سه عنصر مذكور ؛ شامل خاك نیز می شود. نظر به اینكه جنیان عنصر خاك را ندارند؛ به همین علت قوه ی سنگینی و جاذبه زمین روی آنان اثر ندارد.

آل ؛ مردآزما ؛ بختك ؛ نیز تیره هایی دیگر از جنیان به حساب می آیند كه هیكل و قامتشان تقریبا به اندازه ی انسان است. شكلهای كلی آنان مثل انسان است. دو چشم؛ دو گوش ؛ بینی؛ دهان و ... دارند. جنیان مثل آتش سرخ رنگ هستند و در این نوع رنگ؛ شدت و ضعف دارند؛ یعنی سرخ تیره و سرخ روشن. چشم هایشان عمودی و پاهایشان كوتاه و گرد است و چیزی مانند سم می باشد؛ نه اینكه سم واقعی باشد.

نوعی از جن ها؛ خاكستری رنگ هستند و طبیعتی خشن دارند و معمولا تعرضات و حملاتی كه از سوی جنیان در مواضعی چون جنگل ها و بیابانها و كوهستانها به انسانها صورت می گیرد؛ از این تیره از جن ها می باشد.

نوع دیگری ازجن ها ؛ سفید رنگ و بسیار زیبا هستند؛ مانند انسان سفید پوست و چشم هایشان نیز مثل چشم انسان؛ افقی است.

همه ی جنیان مو دارند و مثل بشر رنگ های مختلف دارند؛ سفید ، سیاه، سرخ و... .

هیچكدام از جنیان دم و شاخ ندارند. صدا دارند و بیشتر از پنج حس ما را دارا هستند.

برخلاف انسان ؛ دستگاه گوارش ندارند؛ چون عنصر خاك در آنان وجود ندارد. مایعات جزء غذاهای آنان نیست و از هوا تغذیه می كنند؛ علاوه بر این از بوی غذاهای انسانها نیز می توانند استفاده كنند.

از یكی از اشخاص بزرگوار و موثق شنیدم كه گفت :

برای سیاحت و تفریح به یكی از مناطق سرسبز و خوش شمال رفتیم كه شبانگاه به پخت غذا مشغول بودیم.

ناگهان سنگ هایی به سوی ما پرتاب شد . من دانستم كه این سنگ ها از سوی جنیان پرتاب می شود و بخاطر این است كه بوی غذای ما به آنان رسیده است؛ فورا مقداری از غذا را برداشتم و به سمت و سویی كه سنگها پرتاب می شد بردم و در آن قسمت هایی كه حدس می زدم سنگها از آنجاها پرتاب می شوند؛ نهادم و برگشتم؛ فوری پرتاب سنگها متوقف شد؛ چرا كه جنیان از بوی غذاها استفاده می كنند.

******

ادامه دارد....

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 5 )

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 5 )


در كتاب اسفار حضرت آدم ( ع )، آمده است كه اسم پدر جن ها، (( طارنوش )) بود و روزگاری كه فرزندان و نسل های او بر زمین زیاد شدند، خداوند دینی را برای آنان قرار داد و همه ی جن ها را به اطاعت و عبادت خود مامور و مكلف كرد. طارنوش و فرزندان و نسلهای او بر زمین زیاد شدند، خداوند دینی را برای آنان قرار داد و همه ی جن ها را به اطاعت و عبادت خود مامور و مكلف كرد. طارنوش و فرزندان و پیروانش احكام شریعت را قبول كردند و به آسودگی و خوشی روزگار می گذراندند و مدتی بدین منوال گذشت تا اینكه بنای عصیان و نافرمانی خداوند را پی انداختند و گناهكاری و خودبینی را در پیش گرفتند.

خداوند پس از اتمام حجت بر آنان ؛ همه را به عذاب دردناك گرفتار نموده و هلاك گردانید، بجز مومنان و ضعیفان كه همچنان بر طریق راست و درستی بودند. سپس خداوند از آنان شخصی * حلیایش *را والی گردانید و شریعتی جدید عطا كرد. وقتی كه یك دوره دیگری را طی كردند، چون اساس فكری جنیان بر شر بود، دوباره راه نافرمانی را در پیش گرفتند و به همین دلیل دچار خشم الهی شدند؛ و جز آن عده ای كه به راه راست مانده بودند، بقیه به هلاكت رسیدند.

پس از آن شخصی از جنیان به نام * ملیقا * حاكم آنان شد اما آنان نیز پس از گذشت روزگاری راه ناراستان را در پیش گرفتند و از این رو عذاب الهی بر آنان نازل شد و جزء قلیلی از آنان كه صالحان و كودكان جنیان بودند؛ همگی منقرض شدند.

كم كم از بقایای جنیان نسلهایی زیاد گردید و * هاموس * كه به زیور فضل و دانش و سداد آراسته بود حاكم جنیان شد و در طول عمرش به امر به معروف و نهی از منكر و اجرای احكام شریعت مشغول بود. پس از وفات * هاموس * ، اشرار جنیان ، كفران نموده و نافرمانی كردند. خداوند رسولانی نزد آنان فرستاد ولی هر چه تلاش كردند؛ جنیان همچنان نافرمانی كرده و هدایت نپذیرفتند وحكمت الهی اقتضاء كرد كه آنان را عذاب كند.

خداوند گروهی از فرشتگان را به جنگ با آنان فرستاد و با جنیان به جنگ پرداختند.

بیشتر جنیان در این جنگ كشته شدند و بقیه آنان نیز در جزایر و جنگل ها و صحراها متفرق شدند.

بعضی از جنیان در این جنگ به اسارت ملائكه درآمدند كه از آنجمله كودكانی بودند كه هنوز به سن تمییز نرسیده بودند.

ابلیس ( شیطان ) نیز چنانكه در قبل گفتم ، جزو اسیر ها بود. شیطان توسط فرشتگان به آسمان برده شد و در میان آنان ماند و توسط فرشتگان تربیت شد و روز به روز ترقی كرد تا آنجایی كه به مقام فرشتگان رسید.

و البته شیطان به مقامی رسید كه مجلس وعظ او ؛ در پای عرش الهی برقرار می شد و او بر منبری از یاقوت می نشست و علمی از نور بر بالای سرنصب می كردند. در مجلس او چندان فرشته حاضر می شدند كه تعداد آنان را جز خداوند ، كسی نمی دانست.

شیطان شش هزار سال به عبادت خداوند پرداخت؛ یعنی تا آن زمان كه ؛ هنوز امر خداوندی مبنی بر سجده بر آدم صادر نشده بود.

از سوی دیگر جمعیت جنیان پس از گذشت مدتی بسیار شد و بتدریج از جزایر و خرابه ها و مواضع نامسكون بیرون آمده و در سرزمین ها مسكونی و آباد ؛ روی آوردند. و از اطاعت خداوند و دین او ؛ درو افتادند.

ابلیس از خداوند تقاضا كرد تا به هدایت جنیان برزمین فرود آید. خداوند تقاضای او را پذیرفت و شیطان با جمعی از ملائكه از آسمان به زمین آمدند و گروهی اندك به اطاعت او در آمدند.

* سهلوب بن ملاتب * ماموریت یافت تا برای هدایت و ارشاد جنیان؛ نزد بزرگان آنان رفت. وی به موجب فرامین الهی عمل نمود ولی جنیان از بس كه طاغی و بی باك بودند؛ او را به شهادت رساندند و شیطان از این ماجرا بی خبر بود. نظر به اینكه مدت غیبت * سهلوب بن ملاتب * طولانی گشته بود؛ یكی دیگر از پاكان جن ماموریت ارشاد یافت؛ اما او را نیز به شهادت رساندند. هم چنین رسولان دیگری نیز متعاقبا ماموریت یافتند؛ اما آن ناپاكان همه را شهید كردند.

آخر الامر شیطان؛ * یوسف بن یاسف * را به هدایت جنیان فرستاد و او خود را به آن قوم یاغی رساند؛ جنیان قصد جان او كردند؛ اما * یوسف بن یاسف * از چنگ آنان گریخت و برگشت و واقعه را به شیطان گفت. عزرائیل پس از اجازه از درگاه خداوند؛ با جمعی از فرشتگان به جنگ با جنیان پرداختند و بیشتر اهل طغیان از جنیان؛ كشته شدند وعده ای از آنان در عالم پراكنده شدند.

ادامه دارد ....

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 4 )

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 4 )


عقایدی از مردم بلوچستان درباره ی جن :


در كتاب * روحهای تسخیر شده * آمده است :

(( مردم در منطقه ی بلوچستان، جن ها را شبیه انسان ولی با كالبدهای كوتاهتر و پوشیده از موهای زرد و ظریف می دانند كه شیار چشمهای آنان عمودی و پاهای آنان مثل چهارپایان سم دار است.


این موجودات، بسیار شبیه انسانها هستند و در همه جا وجود دارند ، ولی در دل شبها فعالیت آنان بیشتر شده و مجالس عروسی و بزم خود را در حمامها، سردابها، مخروبه ها، گورستانها، زیرزمین ها، آب انبارها و غیره برپا می كنند! مزید بر آنها ؛ مكانهایی چون صحراها، كنار چشمه ها، زیر درختان بی خار نیز وجود دارند و یا شبها در خانه هایی به بازی و گشت وگذار مشغول هستند و چه بسا بارها از روی رختخواب انسانهای بخواب رفته نیز عبور كنند!


جنیان می توانند خوب یا بد باشند، اما در بلوچستان بیشتر جنیان مردم آزارند.

ریختن نجاسات یا آب داغ بر زمین و یا لگدمال شدن ناآگاهانه ی بچه های جنیان توسط آدمیان، ممكن است كه والدین آنان را به انتقام جویی وادارد!


جنیان در مجموع ترسو هستند و بخصوص از سلاح سرد می ترسند و حتی وجود شمشیری در خانه، سبب فراری شدن آنان می شود. ))


در جهان جنیان آن اندازه كه اشرار و شیاطین جن از شخصیت امیرالمؤمنین ( ع )، در ترس و وحشتند، از سلیمان نبی در ترس نیستند.

و حتی از شنیدن نام امیرالمؤمنین علی "ع " به وحشت می افتند.

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 3 )

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 3 )


تقدم خلقت جن بر انسان


طبق شواهد و معلوماتی كه در دست است؛ شرارتها و گناهان جنیان از انسانها بیشتر است و در راس تمام اشرار - شیطان - از جنیان محسوب میشود.

در تفسیرمنهج الصادقین از تالیفات ملافتح الله كاشانی آمده است :

میان خلقت جان ( پدر جنیان ) و حضرت آدم ( پدر آدمیان ) ؛ شصت هزار سال فاصله بود.

در حدیثی دیگر ؛ علامه مجلسی در سماء العالم بحارالانوار از حضرت امیرالمؤمنین ( ع ) روایت كرده كه :

هفت هزار سال قبل از خلقت آدم ( ع ) ، بر روی زمین دو طایفه مسكن داشتند و می زیستند : طایفه ی جن و طایفه ی نسناس.

نسناس طایفه ای بودند كه به انسان شباهت داشتند ، اما در زمره بنی آدم نبودند و مشخصات ظاهری آنان این بود كه دارای یك دست و چهار پا بودند و بجای دهان ، منقار داشتند و مانند چهارپایان می چریدند.

در كتاب نثر طوبی یا دایره المعارف لغات قرآن آمده است :

بقایای اجساد نسناس ها توسط دانشمندان از زیر خاك ها بدست آمده است كه وجود آنها را در روزگاران بسیار كهن به ثبوت می رساند. اغلب اوقات این دو طایفه با هم در جنگ و نزاع بسر میبردند اما فساد و سركشی جنیان بیشتر بود. خداوند عالم جمعی از فرشتگان را به جنگ با آنان گسیل داشت كه در نتیجه این جنگ ؛ جنیان شكست خورده و جمع كثیری به هلاكت رسیده و جمعی اسیرو بسیاری نیز به جنگل ها و صحراها گریختند. كودكان و خردان جنیان به اذن خدای تعالی امان داده شدند.

شیطان یكی از اسیران جنیان بود كه برای تربیت و پرورش، توسط فرشتگان بهآسمان برده شد و از كثرت عبادت و ترقی و تكامل، به درجه و مقامی رسید كه همچون فرشتگان گردید و همیشه قرین و همراه آنان بود و مورد تكریم و احترام فرشتگان قرار می گرفت اما هنگامی كه آدم خلق شد و خطاب الهی مبنی بر سجده بر آدم به فرشتگان در رسید، تمامی فرشتگان كه شیطان هم در بین آنان و همراهشان بود سجده كردند؛ اما شیطان خود از امر خداوند سرپیچیده و سجده بجای نیاورد.

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 2 )

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 2 )


* شیرین یربوع * نوعی از جن است كه به شكل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها از این نوع جن بسیار بسر می برند. این نوع از جن اگر بر كسی از انسانها دست یابد ؛ با او به بازی می پردازد؛ همانطوری كه گربه با موش بازی می كند و به تدریج او را می كشد و اگر ببیند كه كسی زیبا و خوبرو ست ؛ مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او میپردازد.

* شیرین یربوع * تا مدت زمانی طولانی با * سعلات * همراه و همدم بود تا اینكه در شبی از شبها ؛ * سعلات * برقی را دید و قصد آن كرد و رفت.

فرزندان * سعلات * را كه از * شیرین یربوع * متولد شده بودند؛ // بنی سعلات // می گویند.


نوعی دیگر از جن وجود دارد كه به نام ** الزلاب ** معروف است و در سرزمین یمن بسر می برد و گاها در اطراف مصر دیده شده است....


نوعی دیگر از جن به نام // الغدار // وجود دارد كه در جزایر دریاها زندگی می كند. شكل این جن مانند آدمی است كه چنین به نظر می رسد كه بر موجودی چون شترمرغ سوار است و اگر به كسی دست یابد؛ هلاكش می كند.

گفته شده كه قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند كه ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاك نمود.

از انواع دیگر جن كه از او نام می بریم ؛ جنی است كه * و شق * نام دارد و شكل او مثل یك نیمه ی آدمی است و می گویند كه * نسناس * از این نوع جن به وجود آمده است.

* نسناس * طایفه ای بودند كه به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر؛ در زمین می زیستند و سپس منقرض شدند.......

اگر * وشق * كسی را در بیابانها و جنگل ها و مناطقی نظیر اینها مشاهده كند، به شخص حمله ور می گردد.

در یكی از سفرها ؛ علقمه بن سفیان؛ / وشق / را دید . هر دو بجانب هم دیگر حمله ور شدند و علقمه ضربتی بر شمشیر او وارد ساخت ؛ * وشق * نیز هم زمان با ضربت علقمه ؛ ضربتی بر علقمه وارد ساخته بود كه در نتیجه ی آن هر دو به هلاكت رسیدند.

علاوه بر جنهای نامبرده در فوق ؛ از جنی به نام ** منها ** یاد می كنیم كه كارش فریب و گمراه كردن زاهدان و عابدان می باشد. این جن مسائلی عجیب را از خود بروز می دهد تا عابدان چنین پندارند كه صاحب كرامت شده اند و آنچه از آنها صادر میشود ، واقعا از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.

ادامه دارد .....

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 1 )

شرح تفصیلی زندگی جنیان ( 1 )


جن حیوانی هوایی است و از خصوصیات جن اینست كه به شكلهای مختلفی در میآید و خداوند آنان را از آتش آفریده است؛ چنانكه در قرآن آمده است و در اخبار صحیح از پیامبر اسلام ( ص ) نیز درباره آنان مطالب بسیاری بیان شده است.


پادشاهان جن :

در بین جنیان سازمان و حكومتی و پیامبری وجود نداشت و با پیامبران مخالفت می كردند و طغیان نموده و در زمین فسادهای بسیاری به راه انداختند.

شرارت و فساد جنیان بتدریج به آن حد رسید كه مشیت خداوندی اقتضاء نمود تا لشكری از فرشتگان را به جنگ با آنان فرستاد. فرشتگان سرزمینهای آنان را گرفتند و جنیان را به اطراف و اكناف و جزایر دریاها راندند و جمعی را نیز اسیر كردند.

از جمله ی اسیران جن ؛ یكی ** عزازیل ** نام داشت كه در آن روزگار هنوز كودكی بیش نبود و به تدریج به دست فرشتگان پرورش یافته و بزرگ شد. عزازیل همان است كه بعدها به شیطان معروف و مشهور گردید. در بین جن ها ؛ مانند انسانها ؛ نیك و بد و مومن و كافر وجود دارد؛ همه ی جن ها زیردست و در اطاعت روسای خود هستند ؛ چنانكه هرگز نافرمانی نمی كنند.

در هر یك از روزهای هفته یكی از جن ها بر تمامی جنیان دیگر حكومت و پادشاهی می كند و حكومت و زمامداری این هفت تن با سایرین ثابت است.


حاكمان ایام هفته برای جنیان عبارتند از :

1 - میمون ابانوخ / حاكم روز شنبه

2 - ابوعبدالله ؛ سعید المذهب / حاكم روز یكشنبه

و به ترتیب باقی ایام هفته ....

**********

در اینجا بدیهی ست كه این سوال مطرح می شود كه آیا پادشاهان و حاكمان جن ها ؛ منحصر به همین / هفت نفر / می باشند؟

در پاسخ می گوئیم كه ؛ آری ؛ همین طور است.

زیرا طول عمر جنیان بسیار زیاد است و طبق آنچه ما از اشخاص موثق شنیده ایم از حدود پانصد سال تا حتی سه هزار سال نیز گفته اند.

شیاطین كه خود از جن هستند؛ اقسام گوناگون دارند كه معروفترین آنان ؛ * غول * نام دارد.

گفته می شود مسافری كه در بیابان تنها باشد؛ غول برای او ظاهر می شود و اراده می كند تا آن مسافر را بكشد.


اگر شیاطین به سوی آسمان ها بالا بروند و بخواهند كه استراق سمع كنند؛ خداوند آنان را با شهاب دفع میكند و در نتیجه بعضی از آنان سوخته و هلاك می شوند.

از حضرت امام صادق ( ع ) روایت شده است كه :

ابلیس به سوی هفت آسمان بالا می رفت و به سخنان فرشتگان گوش می داد و خبر های آسمانی را می شنید، اما هنگامی كه حضرت عیسی ( ع ) متولد شد؛ از بالا رفتن به سه آسمان منع و محروم گردید و از آن پس تنها تا چهار آسمان بالا می رفت. وقتی رسول اكرم ( ص ) به دنیا آمد؛ ابلیس را از صعود به همه آسمانها منع نمودند و از آن پس شیاطین جن را با تیرهای شهاب از درهای آسمانها راندند و برای همیشه از صعود به آسمانها محروم شدند. گفته میشود كه جایگاهی كه ابلیس و شیاطین دارو دسته او در آنجا دزدیده به سخنان فرشتگان گوش فرا می دادند؛ آسمان سوم بوده است كه قبل از ولادت رسول اكرم ( ص ) ، برقرار بود.

ادامه دارد...